شکیبا

دسته بندی : مستند


1
1

تامین سرمایه

شروع : 23 دی 1396
پایان : 23 بهمن 1396

مقدمه 
میان ما عادت‌های مختلفی وجود دارد. عادت به خواب زیاد، غذای کم‌چرب، ورزش، سیگار، نان تازه، شلوغی، سکوت، سختی، آسایش و.... . عادت‌هایی که خودمان ایجادشان کردیم یا شرایط بر ما تحمیلشان کرده. 
عادت‌هایی که در بسیاری از موارد نظام اصلی زندگی ما را تشکیل می‌دهند و چنان سفت و سخت به تک‌تک رفتارهایمان چسبیده‌اند که تغییرشان غیرممکن به نظر می‌رسد. 
با تکیه بر همین غریزه‌ی ساده‌ی انسانی اصول زیادی در جوامع مختلف بنا می‌شود و شکل می‌گیرد و عمل‌ها و عکس‌العمل‌های ما را تعیین می‌کند. 
آنچه در نگاه اول و طبق تئوری‌ها بدیهی به نظر می‌رسد این است که عدم تعادل در هر جامعه‌ای افراد آن جامعه، به خصوص طبقه‌ی متوسط و فرودستانی که شرایطشان نتیجه‌ی این عدم تعادل است را ناراحت و ناراضی می‌کند اما کنش‌ها و واکنش‌ها بیانگر آن است که واقعیت شکل دیگری دارد. طبق مشاهده‌ی واقعیت موجود باید نتیجه بگیریم که ما به این عدم تعادل عادت کرده‌ایم، حتی اگر ناراحتمان کند باز هم این عادت به ناراحتی سنگینی می‌کند. ما به دیدن کودکان سر چهارراه‌ها عادت کرده‌ایم و تلخ‌تر اینکه آنها هم به سر چهارراه ایستادن عادت کرده‌اند. همین است که در تمام قصه‌های افسانه‌ای و واقعی قهرمان کسی است که در مقابل عادت‌ها برمی‌خیزد.

آشنایی با شکیبا 
حدود سه سال پیش برای آموزش و کار با کودکان محروم از تحصیل و حاشیه‌نشین شروع به تلاشی شبانه‌روزی در جهت رفع معضلات این کودکان کردیم. معضلاتی که تمامی ندارند. دردهایی که برای ما یک جمله‌ی چند کلمه‌ای را می‌‌سازند، هر کدام عنوان فصل تازه‌ای از قصه‌ای پیچیده و تکرارشونده هستند. 
قصه‌ی ما اینگونه آغاز می‌شود: یکی بود یکی نبود. کودک کوچک زیبا و مهربانی بود که مادر جوان و منحصر بفردی داشت. نام این مادر شکیبا بود. شکیبا بخش بزرگی از کودکی‌اش را به مادری کردن گذرانده بود. 
اما این قصه، با قصه‌های دیگری که هر لحظه در این فضای معروف به حاشیه در جریان است تفاوت بزرگی دارد. وازدگی‌های اجتماع و رنج‌های ناشی از آن، سختی‌ها و معضلات، در بسیاری از این قصه‌ها الگوی یکسانی دارد که هرچند انسان‌ها با توجه به ویژگی‌های فردی و مخصوص به زندگی‌شان تفاوت‌هایی در مواجهه با این مشکلات دارند اما عموما یک عامل اصلی برای شکست و پایداری فضای حاکم به چشم می‌خورد. اکثر قریب به اتفاق افراد این مشکلات را پذیرفته‌اند. با دردهایشان زندگی می‌کنند و به قول خودشان « همین است که هست ». باور فراگیری روی اصلی‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین تصمیمات زندگی تا خرده رفتارهایشان سایه انداخته است: « ما اینگونه به دنیا آمده‌ایم، پدران و مادرانمان در این تنگدستی و با این رنج‌ها روزگار گذرانده‌اند، ما و فرزندانمان نیز گریزی از وضع موجود نداریم.» 
آنها عادت کرده‌اند. 
آنچه این قصه را متفاوت می‌کند تلاش شکیباست. تلاشی که از نپذیرفتن برمی‌خیزد. او یک سال است که درس می‌‌خواند. کار می‌کند و خرجش را بیرون می‌کشد. برای آینده‌ی کودکش رویاپردازی می‌کند. زشتی‌ها و زیبایی‌ها را می‌بیند. از معضلات و مشکلات زندگی‌اش رنج می‌برد و با همه‌ی توان می‌کوشد تا انسان بهتری باشد و فرزند خوبی تربیت کند. او قهرمان قصه‌ی ماست، قهرمانی که در مقابل عادت‌ها برخاسته است. 
 

معرفی شکیبا 
نام بردن فهرستی از مشکلات او برای بیان عمق سختی‌ای که روزانه تحمل می‌کند نیست، بلکه به جهت معرفی کوتاه شخصیتی‌ست که با وجود همه‌ی اینها سرسختانه مبارزه و سرکشی می‌کند. 
شکیبای بیست ساله زن مهاجر افغانیست که از ۸ سالگی در ایران زندگی می‌کند. در ۱۲ سالگی ازدواج کرده و در ۱۳ سالگی مادر شده. تا یک سال پیش کاملا بی‌سواد بود و هیچ گونه اوراق هویتی ندارد و از خشونت‌های خانگی و فقر مادی رنج می‌برد. 
بزرگ‌ترین سدی که او برای رسیدن به رویاهایش با آن مواجه است مردیست که از اعضای سابق طالبان بوده و همسر شکیباست. 
 

 

درباره‌ی فیلم 
این فیلمی ترکیبیست از : 
همراهی با شکیبا در تلاش برای بهتر کردن زندگی. شنیدن قصه‌ای که از سر گذرانده از زبان خودش و خانواده‌اش در گیرودارهای مهاجرت، بیماری روحی ای که شکیبا از آن رنج می‌برد و جریان ازدواجش. 
نگاهی به چگونگی شکل‌گیری بنیادگرایی افراطی اسلامی و تاثیر آن در زندگی روزمره‌ی زنانی مانند شکیبا. در این بخش از فیلم بررسی می‌کنیم چگونه کشورهایی که در مدار قدرت قرار دارند برای تامین منافع اقتصادی و سیاسی خود جریانی افراطی را در کشور یا منطقه‌ای پایه گذاری میکنند ولی حتا پس از پایان این جریان، عقاید پرورش یافته در طول این آموزش‌ها به شکلی مویرگی در جامعه حرکت می‌کند و هرگز از زندگی زنان و کودکانی مانند شکیبا و ستایش سایه برنمی‌دارد. 
در بخش دیگر فیلم قرارهای ملاقاتی را میان شکیبا و پنج زوج از طبقه‌ی متوسط جامعه ترتیب می‌دهیم تا خواسته ای را با آنها مطرح کند. تحقق این خواسته تنها راه‌ حلی‌ست که شکیبا معتقد است می‌تواند زندگی او و ستایش را نجات دهد. 
سه سال کار و زندگی با حاشیه نشینان فضای اعتماد و پیش‌زمینه‌ی بسیار مناسبی جهت ساخت فیلم در این منطقه را برای ما فراهم آورده است. تیزری که در بالا دیده‌اید صرفن برای معرفی پروژه به شما حامیان گرامی ساخته شده و فیلم وارد مرحله‌ی تولیدی نشده است. 
شروع فیلمبرداری و ساخت این پروژه که سعی دارد با رویکردی اجتماعی به مسائلی فراگیر اما مغفول بپردازد بدون حمایت شما عزیزان مقدور نخواهد بود. 
با سپاس فراوان 
مونا مهربان - ایمان روستایی‌زاده 
 


سایر 250,000,000 ریال

2
2

اجرا

شروع : 28 بهمن 1396
پایان : 29 اسفند 1398


3
3

ارائه

شروع : 17 فروردین 1399
پایان : 31 فروردین 1399