جابجایی یا نابجایی

دسته بندی : مستند


1
1

تامین سرمایه

شروع : 30 شهریور 1394
پایان : 09 آبان 1394

- کمپین تامین سرمایه پروژه پایان یافته است -

***آخرین اخبار مربوط به پروژه: کلیک کنید ***

درباره پروژه

اولین تصویری که به ذهنم میاد این است که من سوار هواپیما می شوم به مقصد هلند . قلبم دارد تند تند می زند و یک عالم گفتگوی درونی برای دیدن دختر دایی ام و بچه هایش دارم. ما قرار بود با هم در سال 2000 به هلند مهاجرت کنیم. پدرِ من سكته قلبي كرد و از اين سفر بازماندم و او رفت. تا مدتها از او بي خبر بوديم تا چند ماه پيش. تصور ميكنم بعد از 15 سال دوری او می آید فرودگاه دنبالم و من را می برد به خانه اش. می رویم و پشت میز آشپزخانه اش می نشینیم و بعد از این همه فاصله ما یک فرصت گفتگو داریم. من از خانه اش تعریف می کنم و دلم می خواهد بدانم توی این سالها چه اتفاقاتی را پشت سر گذرانده. او می گوید دلش تنگ شده برای ایران و خانواده اش. من می خواهم همه چیز را خیلی سریع برایم تعریف کند و او هم می خواهد تمام اخبار جدید ایران را از من بپرسد. من فکر می کنم که او در رفاه کامل زندگی می کند و سختی ای در زندگی ندارد و او فکر می کند که من در ایران مشغول خوش گذرانی هستم و او همه اینها را از دست داده است. کمی که حرف می زنیم متوجه می شویم که در این 15 سال فاصله چقدر زندگیهامون شبیه هم بوده و چقدر از هم تصورات اشتباه داریم و کلی به این اتفاق می خندیم و با هم یک چای ایرانی در هلند می نوشیم. 

آغاز ماجرا 
دو سال پیش من در سفری که به اروپا داشتم با جمعی از مهاجرین ایرانی گفتگوهایی داشتم در مورد تجربه هاشون از مهاجرت که پر از داستانهایی متفاوت بود و یک سال پیش ميان جمعی از دوستان در ايران شاهد بحثی بودم میان عده ای که بعد از سالها اقامت در کشورهای مختلف به ایران برگشته بودند و عده دیگری که تازه قصد مهاجرت داشتند. این دو اتفاق موجب شد که من فکر کنم اگر در سال 2000 مهاجرت کرده بودم سرنوشت من به کدام گروه نزدیکتر بود. این فکر برای من تبدیل شد به یک دغدغه جدی که سراغ تک تک این آدمها بروم و با هر کدامشان گفتگویی تازه درباره ایده مهاجرت داشته باشم. آنها چرا رفتند؟ چرا برگشتند؟ یا چرا تصمیم به مهاجرت دارند؟ 
 

 

 

داستانهايي را به تصوير مي خواهم بكشم از زندگي زيرزميني در ايران و قصه هاي شبانه در تهران، كه حتي خيلي از ايرانيها هم تا كنون نديده اند درباره آنهايي كه مجبور به مهاجرت هستند، نه اينكه قصدش را دارند . 
و ديدن مهاجرین اروپایی در ايران كه حاضر به مهاجرت شده اند تنها بخاطر عشق. 

توضیح پروژه 

این پروژه شامل سه بخش است: 
آنها که رفتند و برگشتند. 
آنها که قصد رفتن دارند. 
آنها که رفتند و ماندند. 

این فیلم شامل دو مرحله فیلمبرداری است. 
در بخش ایران که بخش اول است من در حال حاضر توانستم مقدار اندکی از گفتگو با کسانی که برگشته اند را انجام دهم و دوستان زیادی را پیدا کردم که قصد رفتن دارند و باید با آنها گفتگو کنم. در بخش دوم که در هلند فیلمبرداری می شود من به دنبال دختر داییم می روم تا ببینم در چه شرایطی زندگی می کند و زندگیش بعد از مهاجرت چه تغییراتی کرده است و با ایرانیهایی ملاقات خواهم کرد که در هلند , بلژیک و فرانسه اقامت دارند و آدمهای موفقی هستند. آرزوی من برای این پروژه این است که نه تنها در اروپا بلکه در امریکا، استرالیا و کانادا بتوانم این گفتگوها را با ايرانيهاي مهاجر ادامه دهم تا ببينم اگر من در آن سال مهاجرت كرده بودم الان زندگيم شبيه كدام يك از اين مهاجرين بود؟ 

فکر می کنم یکی از نتایج این پروژه بعد از شنیدن قصه های مختلف این است که باید چرای خیلی محکمی برای مهاجرت داشته باشی و صرف مد شدن یا اینکه مرغ همسایه غازه دلیل موجهی برای جا به جایی نیست. آنچه که مهمه پیدا کردن دلیل این تب بی قراری یا میل به جابه جایی است که اکنون به خواسته ای جهانی تبدیل شده است. 
 



درباره کارگردان 
پریسا گرگین. متولد آبادان و فارغ التحصیل کارشناسی سینما، گرایش کارگردانی. عضو انجمن منشیان صحنه ایران در خانه سینما. 

شروع فعالیت حرفه ای در سینما 1379 در سمت منشی صحنه در فیلمهای مختلف سینمایی. از سال 1387 به عنوان دستیار اول کارگردان و برنامه ریز در سریالها و فیلمهای سینمایی و در طی این سالها ساخت چندین فیلم کوتاه و تجربی که موفق به حضور در جشنواره های مختلف و کسب جوایز داخلی و خارجی شده اند. تا در سال 1392 ساخت تله فیلم " چند روز بیشتر ". 
فیلم ها و جوایز 
تله فیلم: 
چند روز بیشتر. 1392 . نویسنده و کارگردان 
فستیوالها
جشنواره فیلم شهر.1394. برنده بهترین فیلمنامه بخش ویدئویی ... کاندید بهترین کارگردانی و بهترین فیلم 
جشنواره فیلم رشد. 1393. برنده لوح تقدیر کارگردانی 
جشنواره بین المللی فیلم یاس. بخش مسابقه خاطره یاسها. 1393. شرکت در بخش مسابقه ... کاندید بهترین تیتراژ فیلم 
جشنواره فیلمهای نوروزی. 1393. برنده بهترین بازیگر اول زن: ریما رامین فر 
و میگذریم ... . 1391. نویسنده و کارگردان 
فستیوالها: 
اولین جشنواره فیلمسازان زن ایران. سوییس 2015 
پانزدهین جشنواره فیلمهای خیلی کوتاه پاریس 2013 
پنجمین جشنواره فرهنگ فستیوال لس آنجلس 2013 
جشنواره فیلم کلمبیا 2012 
دو هفته فستیوال فیلمهای ایرانی کانادا 2012 
فستیوال کانادا 2012 baystreet 
هشتمین جشنواره بین المللی فیلم صد ثانیه. تهران. 1390. جایزه ویژه هیات داوران و جایزه سوم بخش کارگردانی و جایزه حمایت از تولید اثر بعدی. 
یک سطل رنگ قرمز. 1390. نویسنده، کارگردان و تهیه کننده 
فستیوالها: 
هفتمین جشنواره بین المللی فیلمهای صد ثانیه. تهران. برنده جایزه حمایت از تولید اثر بعدی. 
ویو. 1389. نویسنده، کارگردان و تهیه کننده 
فستیوالها: 
جم فیلم فستیوال. لوییزیانا. 2011. برنده جایزه دوم فیلمهای تجربی و ویدئو کلیپ. 
اين پروژه به علت داشتن هزينه بالا بخاطر بخش دوم فيلم، در هلند توسط فرهاد ويلكيجي كه يكي از طراحان صحنه و لباس با سابقه سينما است و هم اكنون در هلند زندگي مي كند در حال پيگيري است. اگر شما ساكن خارج از ايران هستيد و تمايل داريد به اين پروژه كمك ارزي كنيد از طريق لينك زير اقدام كنيد:

Cinecrowd

 


سایر 100,000,000 ریال

2
2

اجرا

شروع : 01 آذر 1394
پایان : 29 اسفند 1398


3
3

ارائه

شروع : 01 مهر 1399
پایان : 30 مهر 1399