حامی جو چه خبر؟

تعطیلی فرهنگ و هنر و لزوم آلترناتیوها

12 آبان 1399

دسته بندی : اخبار

 

ماه هاست طبیعت خشم خود را بر ما انسان ها عیان کرده و ویروس کرونا همچون مرگ بر زندگی هایمان سایه افکنده . روزی نیست که خبر تلخی از درگذشت یا درگیر شدن هنرمندانی که سرمایه تکرار نشدنی و غیرقابل جایگزینی در هنر ایران هستند با این بیماری به گوشمان نرسیده باشد . جدای ازین اخبار تلخ ، خبرهایی از تعطیلی چندین مجموعه فرهنگی و هنری مثل "تئاتر مستقل تهران" هم به گوشمان رسیده و جای بسی تاسف است از دست رفتن این فرصت ها و همه ی انرژی و ذوق و شوری که روزی در راستای تولید آثار هنری به کار گرفته می شد و حالا باید شاهد از بین رفتن آنها باشیم . 

اینکه دولت و سرمایه دولتی در حال حاضر هیچ نوع تلاش و یا برنامه ای برای نجات فرهنگ و هنر این سرزمین ندارد بر کسی پوشیده نیست و این موضوع که هنرمندان هم تنها راه حل نهایی حمایت و نجات را در دستان و جیب دولت می انگارند جای تامل دارد. 

در این متن در تلاشیم به نکته ی مهمی اشاره کنیم و آن اینست که شاید برای فرار ازین نابودی باید به فکر آلترناتیوهایی جز دولت بود . اگر به این اصل اساسی برسیم که مردم برای کالای فرهنگی باکیفیت ارزش و وقت و هزینه صرف می کنند و اتفاقا برای بودن هنرمند و محصول فرهنگیش دغدغه مندند ، به این نتیجه می رسیم  که راه حل نجات تولید محصولات فرهنگی در حال حاضر در دست مردم و سرمایه های اندک آنهاست که بدون هیچ چشم داشت و سهم خواهی و تغییر در اصل محصول به یاری هنرمند و اثرش می شتابند.

ما بر این باور هستیم که در شرایط وخیم امروز که طناب اقتصاد بیمار بر گردن فرهنگ و هنر مملکت افتاده ، کراودفاندینگ ، مهمترین آلترناتیو موجود در برابر تمام سرمایه های ناموجود دولتی ست . 

اینکه هنرمندان ما هنوز نخستین راه تولید اثر هنری را جذب سرمایه از دولت و یا استفاده از سرمایه هایی که منشا شفافی ندارند می پندارند و در برابر روش هایی مثل تامین سرمایه جمعی که اتفاقا شفاف ترین راه تامین سرمایه است جبهه می گیرند جای بسی افسوس و ناراحتی است چرا که اگر نگاهمان به تولید آثار هنری بر همین منوال باقی بماند و توقعمان حمایت همیشگی دولت باشد باید هر روز بیش از پیش شاهد تعطیلی و خاموشی مراکز فرهنگی و فعالیت هنرمندان باشیم . 

در همین راستا ، جدای از نقدی که بر هنرمندان و عدم پذیرش این شکل از تامین سرمایه در آثارهنری وجود دارد ، بخشی دیگر هم مربوط به جامعه و مردم است که تا چه حد این نوع درخواست هنرمندان را برای تولید آثارشان می پذیرند . سالهاست که از طرف خود هنرمندان شنیده ایم که بسیاری این روش تامین سرمایه را نوعی گدایی و دست دراز کردن جلوی مردم می پندارند. مردم هم گاها بجای دلگرمی دادن به هنرمندی که از چنین روش سختی برای تامین سرمایه اثرش استفاده می کند به نقد و فرستادن پیام های توهین آمیز و نهی کننده روی آورده و نه تنها باری از دوش هنرمند برنداشته بلکه او را از این شکل تامین سرمایه پشیمان و راه را برایش سخت تر نموده اند . 

شاید دلیل عدم پذیرش این روش از سوی این دو گروه ، کم کاری ما از طرف حامی جو باشد . شاید هم هنوز باورهای کلیشه ای و سنتی رایج که هنرمند می بایست نگاهش به دولت باشد آنچنان در ذهن بسیاری از ما سایه افکنده که سال ها زمان می برد این تفکر اشتباه ترمیم و تصحیح شود. شاید هم اوضاع اقتصادی آنقدر وخیم است که مردم ترجیح می دهند اندک اسکناس های موجود باقی مانده را صرف مایحتاج اولیه شان کنند که این بزرگترین درد این روزهاست .

هرچه هست باور داریم روزی نه چندان دور ، بسیاری از منتقدان و مخالفان این روش تامین سرمایه به این نتیجه می رسند که برای بقا ، برای داشتن هنر مستقل ،برای رسیدن به سرمایه هایی با منشا شفاف و بدون حرف و حدیث و برای زنده نگه داشتن فرهنگ و هنری که سده ها از گذشتگان بر ما به ارث رسیده می بایست فکری نو کرد و طرحی جدید در افکند . 

امیدواریم روزنه ای که ساختیم روزی مانند یک پنجره برای همه گشوده شود.