حامی جو در شبکه های اجتماعی

عشق ، گم شده

57,100,000 ریال
جذب شده از 180,000,000 ریال
66حامی
20روز مانده
تاریخ اتمام جذب حمایت:
۰۹
دی
۱۳۹۵
 
از چند خانواده در بابِ عشق می پرسیم. پرسش هایی که چالش ایجاد کند؛ حرف زدن در باره ی عشق جزو تابو های اجتماعی خیلی از جوامع است. مثلا شرمِ افراطی روابط افراد یک خانواده را دچار اختلال می کند. این شرم که مانعِ بیانِ احساساتمان می شود؛ ناشی از چیست ؟ بودنش تا چه اندازه ؛ به روابط ما آسیب می زند؟ آیا داشتنِ مهارت برای بیانِ احساساتمان در زندگی ؛ تضمینی برای شادمانی ما نمی شود؟
انتخاب پاداش
100,000 ریال
تشکر حامی جو
200,000 ریال
تشکر الکترونیکی
300,000 ریال
کارت تشکر دیجیتالی
500,000 ریال
آلبوم عکس دیجیتال
1,000,000 ریال
تشکر در تیتراژ پایانی فیلم
2,000,000 ریال
دعوت به نمایش خصوصی
3,000,000 ریال
لینک آنلاین فیلم و قید نام در تیتراژ پایانی
5,000,000 ریال
دعوت به نمایش خصوصی به همراه دی وی دی ارجینال فیلم که روی آن لوگوی فیلم و حامی جو درج شده است .
10,000,000 ریال
دعوت به نمایش خصوصی و قید نام به عنوان حامی در تیتراژ به همراه دی وی دی ارجینال فیلم که روی آن لوگوی فیلم و حامی جو درج شده است و پوستر قاب شده ی فیلم و تابلوی نقاشیِ برجسته( ترکیب چوب و گِل و سرامیک) از کارهای کارگردان اندازه ی کوچک
20,000,000 ریال
دعوت به نمایش خصوصی و قید نام به عنوان حامی در تیتراژ به همراه دی وی دی ارجینال فیلم که روی آن لوگوی فیلم و حامی جو درج شده است و پوستر قاب شده ی فیلم و تابلوی نقاشیِ برجسته ( ترکیب چوب و گِل و سرامیک)از کارهای کارگردان قطع 50 در 70
30,000,000 ریال
دعوت به نمایش خصوصی و قید نام به عنوان حامی در تیتراژ به همراه دی وی دی ارجینال فیلم که روی آن لوگوی فیلم و حامی جو درج شده است و پوستر قاب شده ی فیلم و تابلوی نقاشیِ برجسته ( ترکیب چوب و گِل و سرامیک و رنگ روغن)از کارهای کارگردان قطع 70 در 100. عکس آن در صفحه موجود است.

در باره پروژه

چرا می خواهم این فیلم را بسازم؟


در دوران کودکی ؛ دنیای رنگارنگ تخیل ، زندگی شاد و بدون رنجی را برایم مهیا کرده بود، پدر و مادرم قهرمان های اصلی زندگی ام بودند. آرزو داشتم در آینده مانند آنها باشم. در ظاهر همه چیز خوب ؛ اما یک چیز کم بود.


یادم نمی آید که پدرم جز به بهانه ی سفر در آغوشم گرفته باشد؛ بوسه ای بر گونه ام زده باشد و جمله ی دوستت دارم را به من بگوید.حتی این جمله را به مادرم هم نمی گفت ؛ مادرم هم به او نمی گفت . دنیایشان پر از کار و فاصله بود.


بزرگتر که شدم؛ بارها دلم می خواست آنها را در آغوش بگیرم و بگویم دوستتان دارم. اما خجالت می کشیدم. آنها هرگز عشقشان را بلند نگفتند. تصور این که؛ اگر ابراز عشق داشتند چقدر در زندگی شان احساس خوشبختی بیشتری می کردند و من اگر آن را شنیده بودم ، چقدر می توانست در زندگی عاشقانه ام ؛ در انتخاب یار زندگیم و احساسش نسبت به من تاثیر مثبت بگذارد؛ حسرتی بر دلم می نشاند!  "شرمی افراطی" که بر ما اجبار شده است و مانع بیان احساسمان شده ، بهانه ی مهمی شد تا این مستند را بسازم .




 فیلمو گرافی 


رايا نصيری متولد خرداد سال 1350- تهران- گذراندن دوره های : نقاشی ( رنگ روغن) حوزه هنری 1369- فيلمسازی در آموزشگاه آزاد (مجتمع آموزشی سينما؛ داریوش آشوری) 1370- دوره عکاسی در انجمن سينمای جوان 1372- دو دوره بازيگری در کارگاه آزاد بازيگری1373-1375- دوره طراحی لباس در آموزشگاه آزاد هنر های دستی 1374


 نويسندگي، كارگرداني و تدوين چند فيلم داستاني كوتاه- دستیار کارگردان و برنامه ریز در فیلم های سینمایی و تلوزیونی مانند: فيلم سينمايي امتحان 1380- فيلم سينمايي صبحي ديگر1384- مدير برنامه ريزي در سريال 26 قسمتی "كار گاه لطفي " حسين قناعت1386- تله فيلم"دشمنان صميمي" اسماعيل ميهن دوست 1388- تله فیلم" یاریگر "علی محمد قاسمی 1390- تله فیلم" لبخند در مراسم ترحیم" حسین قناعت و...




تدوين چندين فيلم كوتاه داستانی و مستند- گوينده گفتار متن در چند فیلم مستند آموزشی.بازیگری در فيلم هاي کوتاه و تاتر و سينمايی :"

چکمه" محمد علي طالبي1371- " کيسه برنج" محمد علي طالبي1373- "امتحان" ناصر رفايي1380-"صبحي ديگر" ناصر رفايي1382-"تنها دو بار زندگي مي كنيم" بهنام بهزادي 1386- "دختر، پدر، دختر" پناه بر خدا رضایی 1389- " وقتی باران می بارید" علی صفی خانی 1394- بازی در( مستند) داکو درام " آن دو" رضا رضوی 1395 - فیلمهای کوتاهِ بازگشت" ناصر رفايي1379- " سنگر روبرو" بايرام فضلي1381-" بجنگ زمينی" رايا نصيري1381- هدف" حسين قناعت 1384"- "رويا هاي از دست رفته" فايسال سويسال 1386- "نامه" فاطمه خادم الرضا 1388- پریسان " اعظم نجفيان 1389"- حلزون " آزاد محمدي 1389"-"چند کیلومتر دورتر" ابراهیم ایرج زاد 1391- "ناگهان زینت" نوید نیکخواه آزاد 1391- بازیگری در تئاتر "راز عروسک" منتخب در جشنواره نمايش سنتی 1376- تله تئاتر" نامه ای برای خدا" سهیلا گلستانه 1390 - بازیگری در تله فیلم "جزر و مد" کارگردان محمد حسین غضنفری-"جنوب از جنوب شرقی" کارگردان آیدا پناهنده- " یاریگر" کارگردان علی محمد قاسمی




هیات انتخاب و داور جشنواره متفاوت در کیش 1380- هیات انتخاب جشنواره رضوی یزد 1394- عضو کانون کارگردانان خانه سینماگران جوان 1381-عضو هیات مدیره ی انجمن صنفی کارگران کارگردانان سینمای مستند خانه ی سینما 1395




جوایز


برنده بهترین بازیگر زن در جشنواره ماساچوست امریکا ونامزد بهترین بازیگر نقش اول زن"جشنواره رامسچپرینج"- نامزد بهترین بازیگر زن "جشنواره زنان اربی" برای فیلم کوتاه" ناگهان زینت" ساخته نوید نیکخواه آزاد




نویسنده ی فیلمنامه های: سينمايي: ده تا سنگ 1389- رو به رو 1392- فیلمنامه مشترک سینمایی: فلز 1392 ( علی ملاقلی پور. رایا نصیری) و چندین فیلمنامه ی کوتاه





جوایز فيلم کوتاه داستانی" بجنگ زمينی" 1381- منتخب بهترين فيلم داستانی در" جشنواره باران"1381- جايزه ويژه هيت داوري جشنواره موج 1382


جوایز فیلمِ مستند بلند "یک آن"- برگزیده بهترین مستند اجتماعی در جشنواره حقیقت 1390- کاندید بهترین فیلم مستند در جشن خانه سینما 1390- دیپلم افتخار بهترین فیلم در جشنواره جایزه ی بزرگ آوینی 1392




تهیه و ساخت فيلم هاي مستند: مستند آموزشی مضرات سيگار 1384- مستند چوب سرخ 1385- دومين همايش بين المللي زنان حافظ قرآن 1385-مستند آموزشي تجهيزات آي تي در مدارس 1386- کارگردانی مستند آموزشی مكانيزه كردن اتوبوس هاي شهري 1387- یک آن(فیلم بلند)1387تا90- دخترم،باران،فرناز(فیلم بلند) 1392- نویسنده و کارگردان مستند کوچِ خاک ( فیلم نیمه بلند) 1394- نویسنده و کارگردانی مستند( علمی استرس)1394- در حال پیش تولید مستند بلند(عشق ؛ گم شده)1393-1395- در حال پژوهش مستند بلند( شیرآباد در دست بچه ها) 1395


نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی " رو به رو" به تهیه کنندگی مهدی شادی زاده 1395


نقدها


 نقد مستند " یک آن " ساخته ی رایا نصیری در سایت robertsafarian.com


نقد مستند " دخترم؛باران؛فرناز"


عکس از صحنه ی مستند عکس از صحنه ی مستند" عشق؛ گم شده"رایا نصیری نویسنده و کارگردان مستند رایا نصیری




پاداش های این پروژه " تابلو گِل و آینه"


تابلو گِل و آینه ی  دختران


تابلو گِل و آینه ی اژدها


تابلو گِل و گُل و گلدان


تابلو گِل و آینه ی لبخند ژکوند


    رایا نصیری/ نویسنده و کارگردان

    متولد خرداد 1350 در شهر تهران هستم. فیلمسازی خوانده ام و حدود 25 سال است که در این حرفه مشغولم. تجربه های گوناگون در زمینه ی بازیگری؛ دستیاری کارگردان و منشی صحنه در فیلم های کوتاه و سینمایی داشته ام. حدود 9سال از این سالها در حوزه ی مستند به شکلی جدی کار کرده ام و چندین فیلم کوتاه و بلند مستند ساخته ام که جوایزی نیز برایشان به دست آوردم. البته بهترین جایزه ام در این فضا رضایت خاطریست که بعد از هر فیلم مستندی که می سازم به دست می آورم. چون کشف و شهودی در آن هست که بیش از هر دانشگاهی برایم هدیه داشته است.

    ۳ نظر

    1. ترانه طلیعه نوری
      1 ماه قبل

      عشق ، نان و شراب روح است و روح تنها بهانه زنده ماندن و زندگی کردن. بدون عشق حتی اگر زیر خاک مدفون نباشیم،بی شک مرده ایم.عشق در آغاز شاید غریزی ولی برای ماندن و جاودانه ماندن و پرواز و تکثیر شدن ،نیاز به آموزش و ابراز شدن کلامی و رفتاری دائم دارد. من هم قربانی دیگری از بیان نشدن و نیاموختن عشق هستم.و با فیلم بشدت موافقم

    2. مریم خونساری
      3 هفته قبل

      عشق حدیث مکرر همیشه تازه ای است. حافظ عزیز گفت:
      از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر یادگاری که در این گنبد دوار بماند
      عشق آغاز و انجام و بستر و معنای هستی است برای انسان عاشق مدار.
      در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
      عشق را آدابی است و ترتیبی و البته مرتبه ای. هزارتویی است سهل و ممتنع.
      …که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
      قدم به درونش که گذاشتی، می کشاندت درنابه خودی…
      نا به خودی ای شیرین و پر اضطراب و درباره ی این اضطراب چقدر می توان گفت و نوشت، اما باید تجربه اش کرد تا به ادراکش نزدیک شد…
      اضطرابی که تنها کودکی اش با کشف آغاز می شود، کشفی بازیگوشانه و هوشمند از هستی و هر چه در اوست. از حیوان و گیاه گرفته تا ساحت های شخصی تر در آینه ای انسانی و ساحت همگانی هستی و هر چه در اوست.
      جوهره ای می خواهد این پویش گری که از مراقبه و کشفی درونی آغاز می شود و باقی آموختنی و به دست آوردنی است و باید در راهش بسیار کوشید و دشواری ها تحمل کرد؛ چرا که عشق کمال هستی همه ی ماست. در عشق نابود می شویم و از نو آباد، می میریم و می میرانیم تا دگر بار آفریده شویم و بیافرینیم کامل تر و تمام این راه دشواری شیرین است.
      نازپرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد
      اما، آنچه را هرگز نیاموخته ایم، چگونه بیان کنیم؟ آدابی را که نشناخته ایم، زبانی را که نیاموخته ایم، قالب هایی را که نزیسته ایم، چگونه در وجودمان جاری کنیم؟ تا چه رسد به دیگری…
      • ****
      در جامعه ای که به جای عشق، خشونت ستایش می شود؛ به جای گفتن، نگفتن؛ به جای شهامت حقیقت جویی، مصلحت اندیشی؛
      به جای عشق مداری، به اصطلح عقل مداری سود جو؛ در جامعه ای که پندار و گفتار و کردارش در هزار چارچوب آمیخته ی درست و نادرست از سنت و فرهنگ، بندی شده بر دست و زبان مردمانش؛ عشق، گم شده است…
      گم شده ای که یگانه شهید شاهد دوران است و این مشکل همه ی ماست.
      در چنین شرایطی، پرداختن به چنین موضوع مهمی می تواند مسیری شود به سوی درمان این ناهنجاری ها؛ ایمن شدن در برابر پیامدهای زیانبار این نگفتن ها و ابراز نکردن ها که در قالب هزار عقده ی فرو کوفته، آسیب های اجتماعی ژرف تر و خانمان براندازتری را برای مان رقم زده است.
      از کارگردان درد آشنا، شایسته و با تجربه ی مستند”عشق، گم شده” رایا نصیری، که هوشمندانه نقاط درد را تشخیص داده، دشواری های انتخاب چنین موضوعی را پذیرفته و پا به میدان از عشق گفتن گذاشته است حمایت کنیم و او را در مسیری که موفقیت اش، پاداشی همگانی است، یاری رسانیم.

    3. احسان نصیری بازکیایی
      1 هفته قبل

      به امید موفقیت بیشتر

    نظر دهید

    نکته: فیلدهایی که با ستاره مشخص شده اند ضروری هستند.