حامی جو در شبکه های اجتماعی

در اتاق انتظار – سمیرا نوروز ناصری

85,750,000 ریال
جذب شده از 120,000,000 ریال
50حامی
تمام شده در
۰۷
خرداد
۱۳۹۵
 

در باره پروژه

داستان فیلم


در اتاق انتظار درباره ی رابطه ی ارغوان، دختری ۱۰ ساله با مادر بیمارش است. با ورود غریبه ای به خانه، رابطه ی این دو کم کم تغییر شکل می دهد و رازهایشان برملا می شود.


موضوع فیلم


در اتاق انتظار به  رابطه ی مادر و دختری می پردازد که بر اثر بیماری روحی مادر واژگون شده و معنی تازه ای یافته است. حالا این دختر است که در نقش مادر فرو می رود تا به هر زحمتی شده نظام سست خانواده اش را حفظ کند و مادر، ناتوان از تغییر وضعیت، همچون دختری بهانه گیر محبت دخترش را طلب می کند. تصویر دختران جوان و در آستانه ی بالغ شدن موضوع اصلی بیشتر فیلم های من بوده. در اتاق انتظار هم همچون کارهای قبلی ام دختر نوجوانی را تصویر می کند که با ورود به دوران تازه ای از زندگیش سعی دارد خود تازه و خانواده اش را کشف کند.


ریشه های داستان


بابا یک آرشیو بزرگ از عکس ها و فیلم های خانوادگی دارد. از وقتی یادم می آید بابا یا نبوده و یا اگر هم بوده پشت دوربینش بوده. من و برادرم و مامان بدون آن که خودمان بدانیم بازیگرهای فیلمهای بابا بودیم. هفت سالم که شد بابا دوربین عکاسی ابتدایی برایم خرید که کم کم تبدیل شد به راه ارتباطی من و بابا. بعد از مدتی حتی می توانستم دوربین فیلمبرداری بابا را دستم بگیرم و از خانواده مان فیلم بگیرم. بابا اولین بازیگر فیلم های من بود. بعد هم که بزرگتر شدم و دوربین فیلمبرداری کوچکی برای خودم خریدم، مینی دی وی هایم پر شد از صحنه های خانوادگی مثل تولدها و مهمانی ها و گفت و گوهای مامان و خاله ها و جمع های جدای زنانه و مردانه.


تقریبا همه ی فیلم های کوتاهم با فضاهای داخلی و به خصوص فضای زنان و دختران در محیط خانه سر و کار داشتند. کم کم داستان روابط خانوادگی با چاشنی نگاه انتقادی به نظام خانوادگی مردسالار موضوع اصلی کارهایم شدند و جای پایشان را در کارنامه ام محکم کردند.  با آن که در اتاق انتظار روایتی امروزی دارد اما ریشه اش را می توان در تصاویر اولین دوربینی که بابا برایم خرید جست و جو کرد.


تاثیرات


آثار نویسندگانی همچون الیسون بکدل، گرافیست آمریکایی، دپنالد وینکات، روانشناس و نویسنده ی انگلیسی و الیزابت بیشاپ، شاعر آمریکایی، تاثیر به سزایی در تعیین جهت نگاه من داشته اند. رمان های گرافیکی بکدل، خودزندگی نامه های تصویری هستند که نویسنده در آن ها به واکاوی رابطه اش با پدر و مادرش می پردازد تا جنبه های مختلف شکل گیری هویتش را بررسی کند. وینکات با ثبت مشاهداتش در روانکاوی  کودمان و نوجوانان به تحلیل رابطه ی مادر-فرزندی می پرازد و بیشاپ با نگاهی دقیق و ریزبین، از روابط خانوادگی روزمره آشنایی زدایی می کند تا غرایب آن را به شعر بیاورد. همه ی این ها و فیلم های فیلمسازانی همچون موریس پیالا، لین رمزی و لوکرشیا مارتل رد پایی از خود در داستان ها و فیلم های من به جا گذاشته اند.



تو مادرم هستی؟، الیسون بکدل


 


 دختر مقدس، لوکرشیا مارتل


جریان تولید


 در حال حاضر در مرحله ی پیش تولید هستیم و قصد داریم کار را در فروردین شروع کنیم. عوامل تقریبا مشخص اند. سینا کرمانی زاده، فیلمبردار، محمد نجاریان، تدوینگر و نیکا صادقی و و نوشیکا خداشناس بازیگران کاراند.


کارنامه


خرس (۱۳۹۴)


خرس، داستان یاسمن، دختر ۱۰ ساله ای را روایت می کند که برای اولین بار با خواهر ناتنی اش که ۹ سال از خودش بزرگتر است رو به رو می شود. این ملاقات سوالات مختلفی در ذهن یاسمن به وجود می آورد که بیش از آن که درباره ی خواهرش باشند، به پدرش مربوط اند . اگر پدرش سال ها چنین رازی را از او پنهان کرده، شاید رازهای دیگری هم در دل دارد که از دیوارهای بلند دنیای پدران به بیرون درز نمی کنند. برای یاسمن رو در رویی با این واقعیت دنیای خانوادگی کوچکی را که در ذهنش ساخته بود زیر سوال می برد.



کلوچه های شکلاتی (۱۳۹۳)


فیلم به رابطه ی دو خواهر می پردازد؛ یکی در آستانه ی ازدواج و دیگری در کشمکش با مریضی لاعلاجی که از مادرش به ارث برده. این جا باز هم مساله ی رازهای خانوادگی خودش را نشان می دهد. آدا از بیماری رنج می برد اما چیزی از آن به حنا نمی گوید. تقریبا همه ی ۱۹ دقیقه ی فیلم را در آشپزخانه ی درب و داغان آپارتمان کوچکم در بوستون فیلمبرداری کردیم. خواهرها در حالی که برای پذیرایی از برادری که سال هاست ازش بی خبرند آماده می شوند، کم کم رازهایشان را برای هم فاحش می کنند.


بارون که بند بیاد(۱۳۹۰)


فیلم درباره ی دختر نوجوانی ست که در شب تولد شانزده سالگی اش انتظار دوست پسرش را می کشد. باز هم محیط های داخلی و روابط خانوادگی.


قاب روشن(۱۳۸۸)


این فیلم هشت دقیقه ای، رابطه ی چهار زن از نسل های مختلف را تصویر می کند. مادربزرگ، مادر و دخترانش همه در یک خانه زندگی می کنند. هر کس سعی دارد دیگری را بفهمد اما مدام به بی راهه می رود. هرچند اولین نسل در این خانه گرفتار شده، اما برای آخرینشان شاید هنوز چندان دیر نشده باشد.


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


    هیچ عضوی برای اعضای تیم این پروژه ثبت نشده است!

    ۱ نظر

    1. حمیدرضا گلستانی
      11 ماه قبل

      با سلام
      خوشحال و ممنون میشم اگه در موسیقی فیلم بتونم کمکی بکنم.
      با آرزوی موفقیت فیلم شما

    نظر دهید

    نکته: فیلدهایی که با ستاره مشخص شده اند ضروری هستند.