حامی جو در شبکه های اجتماعی

تارهای ممنوعه

52,950,000 ریال
جذب شده از 200,000,000 ریال
56حامی
تمام شده در
۲۲
مرداد
۱۳۹۷
 
مستند تارهای ممنوعه داستان چهار جوان نوازنده افغانستانی و مهاجر در ایران را روایت میکند که رویایی در سر دارند:‌ برگزاری اولین کنسرت راک در سرزمین پدری که هرگز ندیده اند؛ افغانستان.
انتخاب پاداش
50,000 ریال
تشکر حامی جو
100,000 ریال
تشکر کارگردان + ذکر نام در شبکه های اجتماعی
300,000 ریال
پاداش قبلی اجتماعی + کارت پستال دیجیتال با امضاء کارگردان
500,000 ریال
پاداش قبلی + ذکر نام و تشکر در تیتراژ پایانی
1,000,000 ریال
پاداش قبلی + آلبوم عکس دیجیتال فیلم
2,500,000 ریال
پاداش قبلی +پوستر پرینت شده فیلم و امضاء شده توسط کارگردان
5,000,000 ریال
پاداش قبلی +دعوت به نمایش خصوصی فیلم
10,000,000 ریال
پاداش قبلی + تقدیر از حامیان در نمایش خصوصی فیلم و ذکر نام به عنوان سرمایه گذار در وبسایت IMDB
20,000,000 ریال
پاداش قبلی + مهمانی شام به همراه کارگردان
50,000,000 ریال
پاداش قبلی+ ذکر نام به عنوان سرمایه گذار در تیتراژ پایانی ( در صورت نیاز به همراه لوگو )
100,000,000 ریال
پاداش قبلی+ ذکر نام به عنوان سرمایه گذار در تیتراژ آغازین

در باره پروژه

رویاهای ممنوعه 

 سال‌ها پیش بالاخره کار را یک سره کردم و رشته ی تحصیلی‌ام را از جامعه‌شناسی به سینما تغییر دادم. من از نوجوانی کارگری کرده بودم و اینطور توانستم برعکس خیلی از هموطن‌هایم پا به دانشگاه بگذارم. با تمام این شرایط، تغییر رشته به هنر تقریبا کار ممنوعه‌ای بود. اما نمی‌توانستم به سینما نه بگویم، همیشه ته دلم می‌خواستم روایت صادقانه‌ و ملموس‌تری از زندگی هموطنان مهاجر افغانستانی‌ام به تصویر بکشم که در دنیای خشک و آکادمیک جامعه‌شناسی ممکن نبود. 
اوایل بهار آن سال با حکیم آشنا شدم، کارگر افغانستانیِ جوانی که در کارگاه نجاری کار می‌کرد. از علاقه‌اش به موسیقی برایم گفت و از این که خانواده‌اش با نواختن ساز مخالف بودند. موسیقی را حرام و مایه‌ی بی‌برکتی و سرافکندگی می‌دانستند. با این حال حکیم پنهانی به نواختن گیتار الکتریک ادامه می‌داد. سازی که شاید حرام بودن موسیقی را در چشم خانواده‌ی سنتی‌اش دو چندان می‌کرد. به واسطه حکیم با محمد و اکبر آشنا شدم که هر دو کارگر خیاط‌‌خانه و هموطن بودند. با هم به گلخانه‌ای در حومه‌ی تهران رفتیم. حکیم گیتارش را برداشت، اکبر پشت سِت درامز نشست و محمد گیتاربیس را به دست گرفت. این سه مهاجر کارگر، سه عضو گروه راک اریکین بودند. سه جوان خیالپردازی که به من شباهت زیادی داشتند.

بعدتر ثریا به عنوان خواننده و نوازنده گیتار الکتریک به اریکین پیوست. او برخلاف پسرهای گروه تحت حمایت کامل خانواده‌اش بود، اما به دلیل محدودیت‌های جامعه، تا آن روز صدای آوازش از دیوارهای خانه فراتر نرفته بود.

هنوز چند ماه از شکل‌گیری گروه چهار نفره اریکین نگذشته بود که بچه‌ها تصمیم غیر منتظره‌یی گرفتند. برگزاری اولین کنسرت راک در جنشواره بامیان در خاک افغانستان.


۲۰۱۸-۰۶-۱۵ ۱۳٫۵۶٫۵۷


ثریا، حکیم، محمد و اکبر در ایران به دنیا آمده‌ و تنها تصویرشان از افغانستان خاطرات محو پدر و مادرشان از سالهای پیش از مهاجرت بود. تصویر بامیانی با دشتهای سبز و پهناور، کوهای بلند و آسمان آبی و بند زلال امیر. رویای برگزاری اولین کنسرت در کنار جای خالی تندیس‌های بودا با رویای ساختن اولین فیلم من گره خورد.

آن لحظه هیچکداممان نمی‌دانستیم که برای رسیدن به این رویا مجبور خواهیم شد از کابوس خشونت بار طالبان عبور کنیم. بامیان منطقه بکری ست در مرکز افغانستان که تمام راه‌های منتهی به آن تحت کنترل طالبان است.


Akbar


تارهای ممنوعه

 مستند تارهای ممنوعه قدم بزرگی بود: پروژه به دلیل سفر اعضای گروه به افغانستان هزینه های سنگینی می‌طلبید. در عین حال همکاری تعدادی از عوامل سینمای حرفه‌ای ایران مسیر را به سرعت هموار کرد و هزینه‌های پیش تولید آماده شد. طی چند ماه اول تریلری آماده کردیم و به جشنواره ایدفا در آمستردام فرستادیم. ایدفا برتا فاند از پروژه حمایت مالی کرد و توانستیم فیلمبرداری را به صورت جدی آغاز کنیم.

تولید ما در افغانستان با پیچیدگی ها و شگفتی های زیادی همراه بود. پس از بازگشت به ایران من و تهیه کننده‌ی فیلم به مدرسه‌ی تابستانی ایدفا در آمستردارم دعوت شدیم تا ساختار اولیه فیلم را زیر نظر یکی از بهترین تدوینگرهای مستند، آقای یِسپِر اوزموند پیدا کنیم.


پایان راه

بچه‌های اریکین رویاپردازان حرفه‌ای‌اند. کارگری می‌کنند اما به آن تن نمی‌دهند. از کتاب خواندن‌ها و ساززدن‌های یواشکی‌شان تا عبور سمبلیک‌شان از میان طالبان برای رسیدن به بامیان ثابت کرده است که کله شق‌تر ازینند که به راحتی بی‌خیال اهدافشان بشوند.

 تارهای ممنوعه روایت‌گر امید است. شاید روزی جوان مهاجری پشت چرخ خیاطی تصویر

حکیم، اکبر، ثریا یا محمد را ببیند و باور کند داشتن رویا حق اوست. این مستند اولین فیلم بلند من است و تاکنون توانسته مرا به فضای حرفه ای سینمای ایران و جهان پیوند بزند. بخش زیادی ازین موفقیت را مدیون حضور معجزه وار عوامل ایرانی‌ام هستم که همچنان کنارم ایستاده اند و برای تحقق این رویا همراهی‌ام می‌کنند.

با کمک شما و پیوستن شما به خانواده‌ی این فیلم، می‌توانیم هزینه‌های تدوین، صداگذاری، اصلاح رنگ و پخش فیلم را تامین کنیم. در صورت موفقیت این کمپین، تارهای ممنوعه برای نمایش در اواخر پاییز آینده آماده خواهد شد.

هزینه‌های فیلم

با توجه به اینکه تولید فیلم تارهای ممنوعه در دو کشور ایران و افغانستان انجام می‌شد و هزینه های ساخت آن زیاد بود، از همان ابتدا به دنبال جذب سرمایه گذار برای پرو‍ژه بودیم. با کمک کالکتیو داکمانیاکز پروپوزال فیلم نوشته شد و تریلری اولیه از فیلم آماده کردیم.


خوشبختانه در همان ابتدا پروژه مورد توجه جشنواره ایدفا قرار گرفت و ۵ هزار یورو فاند پیش تولید به ما تعلق گرفت. به واسطه‌ی اعتبار مالی ایدفا، توانستیم ۱۰۰ میلیون تومان از یک سرمایه‌گذار شخصی برای ساخت فیلم جذب کنیم و تولید پرخرج فیلم در افغانستان را شروع کنیم.

وجود این منابع مالی در کنار همکاری برخی از عوامل تولید که دریافت دستمزد خود را به آینده موکول کردند، باعث شد تولید را با موفقیت به اتمام برسانیم.

برآورد هزینه های باقی مانده ی فیلم حدود ۸۵ میلیون تومان است که امید داریم  از طریق این کمپین و  کمپینی که همزمان در خارج از ایران در جریان است، بدست آوریم.

این پول صرف چه هزینه هایی میشود؟

بجز دستمزد باقی مانده برخی از عوامل از زمان تولید، هنوز حدود شش جلسه فیلمبرداری از تولید تهران باقی مانده است. در عین حال بخش اعظم نیاز مالی پروژه برای مرحله پس‌تولید است: تدوین، صداگذاری، اصلاح رنگ و نور، موسیقی، گرافیک و تبلیغات، نوشتن و گویندگی گفتار متن، ترجمه و زیرنویس و هزینه های ثبت نام فیلم در فستیوال ها بخش‌هایی است که هنوز منابع مالی آن تامین نشده است.

امیدواریم با حمایت شما مراحل پایانی فیلم تارهای ممنوعه نیز به اتمام برسد.

  کارگردان

حسن نوری را اگر یکبار دیده باشید محال است فراموشش کنید. موههای بلند قهوه ای و هیکل درشت و کت سبز رنگش بیشتر آدم را یاد چریک های کوبایی می اندازد که محال است کاری را که شروع کرده اند نیمه کاره رها کنند. حسن متولد مشهد و اهل افغانستان است. فارغ التحصیل لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه خوارزمی و فوق لیسانس سینما از دانشگاه تهران است. فعالیت فیلم‌سازی اش را سال ۹۲ و با مستند " تاجاییکه دستهایم توان رفتن دارد "  شروع کرد.  فیلم مستند کوتاه اریکین نیز به عنوان پایان نامه فوق لیسانس سینما در کارنامه اش وجود دارد. " تارهای ممنوعه " اولین فیلم مستند بلند حسن است که تولید آن از سال ۹۵ آغاز شده است. تارهای ممنوعه تاکنون موفق به دریافت حمایت مالی جشنواره IDFA  و حمایت آکادمیک این جشنواره در دوره Summer School 2017  شده است. حسن نوری فیلم " آوازهای سرزمین من "  مستند پرتره‌ای درباره‌ی یکی از مهمترین خوانندگان معاصر افغانستان؛ داوود سرخوش را نیز در مرحله پیش تولید دارد.


 تهیه کننده

افسانه سالاری به همراه حسن نوری فیلم تارهای ممنوعه را تهیه میکند. افسانه دانش آموخته ی سینما در گرایش تدوین از دانشگاه هنر و فوق لیسانس کارگردانی خلاق از دانشگاه پاریس هشت فرانسه است. افسانه هنگام تحصیل در فرانسه دو فیلم مستند ساخته و به عنوان تدوینگر و دستیار تدوین در دو پروژه ی بلند دیگر همکاری کرده است. افسانه در سال ۲۰۱۳ با دریافت بورسیه ی مدرسه ی مستند سازی داکنومدز فوق لیسانس دیگری زمینه ی کارگردانی مستند دریافت کرد. چند مستند کوتاه در اروپا ساخته که در جشنواره های بین المللی و ایرانی شرکت کرده اند و آخرین مستند کوتاهش هیچ کسستان جایزه ی بهترین فیلم کوتاه بخش بین الملل را از جشنواره ی سینما‌حقیقت دریافت کرده است. افسانه در ورکشاپ های بین المللی متعددی از جمله مدرسه تابستانی لافمیس؛ برلیناله تلنت و ایدفا آکادمی حضور داشته است. او در حال حاضر مشغول ساخت مستند بلندی در ایران است. این پروژه تا کنون از حمایت سینمایی Doc Station جشنواره ی برلین، Zagrebdoxpro در کرواسی و Docs by the sea در اندونزی بهره برده است و به تازگی حمایت مالی فستیوال ساندنس در بخش تولید را نیز کسب کرده است. افسانه با همراهی هدا سیاه‌تیری و سپند ساعدی در سال ۲۰۱۵ کالکتیو Docmaniacs را راه اندازی کرد. فیلم تارهای ممنوعه اولین تولید این کالکتیو محسوب میشود.

عوامل تولید

تصویربردار: بهروز بادروج

صدابردار: احمد رضا طائی


اگر خارج از ایران سکونت دارید می‌توانید از طریق این لینک ما را حمایت کنید: cinecrowd


    حسن نوری

    کالکتیو داکمانیاکز با هدا سیاه‌تیری؛ سپند ساعدی و افسانه سالاری شکل گرفت. فارغ از فیلمسازی مستند و تجربی که حرفه ی اصلی اعضای کالکتیو است؛ ویژیگیهای متفاوتی ما را دور هم جمع کرده است. یکیمان در زمینه ی تاتر و پرفورمانس فعالیت میکند؛ تازگیها هم سرش حسابی به درس و مشق گرم است و پروژه دکترای سینما در بلژیک. آن یکی دست خوبی در نوشتن و ترجمه دارد و در عین حال به تکنیک های سینما تسلط کامل دارد. ویژگیهای آخرین ابزار را خوب میشناسد و دقیقا آچار فرانسه ای که وسط بحران های تکنیکی باید تلفنش را حفظ باشی. آخری هم شناخت خوبی از سینمای مستند بین الملل دارد؛ خوب مینویسد و آدم های کلیدی دنیای مستند را میشناسد. این ترکیب سه نفره باعث شده است تا کالکتیو در حال حاضر به صورت کاملا مستقل دو فیلم مستند بلند را در دست تهیه داشته باشد.

    ۲

    ۱

    مدتی پیش پروژه مستند تارهای ممنوعه به کارگردانی آقای حسن نوری  همزمان در دو پلتفرم داخلی (حامی جو) و خارجی (cinecrowd)  موفق به جمع آوری سرمایه اولیه برای فرآیند پس تولید فیلم گردید که در ادامه نکات جالبی که طی این فرآیند تجربه کرده بودند  را مطرح کردند که خواندن آن برای دوستداران این حوزه خالی از لطف نیست.

    در ابتدا آقای حسن نوری از مقدار و میزان مبلغی که در هر دو پلتفرم جمع آوری شده است گفت و خاطر نشان کرد:

    “ما نزدیک ۸۰ میلیون تومان کمبود بودجه برای پس تولید داشتیم و فکر میکردیم اگر بتوانیم ۲۰ میلیون تومان در ایران جمع کنیم و حدود ۱۰ هزار یورو خارج از ایران، می شود پروژه را به خوبی به پایان برسانیم.

    متاسفانه در پلتفرم حامی جو و با توجه به شرایط روانی که در ایران به لحاظ اقتصادی وجود دارد خیلی موفق نبودیم و در این مدت چیزی در حدود ۶ میلیون که کمتر از پیش بینی ها بود گردآوری شد اما از طرفی دیگر درکمپین خارج ایران که روی سایت  cinecrowd منتشر کرده بودیم توانستیم ۱۰ هزار یورو جمع آوری کنیم و با توجه به نوسانات ارزی و افزایش بهای یورو و البته افزایش دستمزد عوامل تولید، مجموع مبالغ جمع آوری شده را خرج هزینه های پس تولید بکنیم”.

    کارگردان اثر تارهای ممنوعه در ادامه به نکات جالبی که حین بارگذاری همزمان پروژه در دو پتلفرم حامی جو و cinecrowd برخورد کرده بود اشاره کرد و این گونه اضافه نمود:

    “من خودم شخصا خیلی با روش کروادفاندینگ آشنا نبودم ولی خوشبختانه خانم افسانه سالاری یکی از تهیه کنندگان پروژه که قبلا یکبار فرآیند روش کروادفاندینگ خارج از ایران انجام داده بودند و تا حد زیادی به مختصات چنین کاری آشنا بودند مسئولیت این کار را بر عهده گرفتند، مضاف برآن ما طبق تحقیقاتی که انجام دادیم و دستورالعمل ها و مطالب مفیدی که بر روی هر دو سایت قرار داشت را خواندیم، توانستیم درک بهتری و روشن تری را از این شیوه جمع آوری سرمایه داشته باشیم”.

    وی همچنین در مورد نکات اشتراک و افتراقی که این دو پلتفرم داشتند اینگونه بیان داشتند:

    “با توجه به اینکه کارهایcinecrowd را خانم سالاری انجام داده بودند و من تقریبا در جریان امور نبودم و تمام طرف صحبت با پلتفرم و قراردادهایی که داشتند رو خانم سالاری انجام دادند در نتیجه من خیلی نمی توانم در مورد شباهتهایی که پلتفرم حامی جو با cinecrowd داشتند صحبت بکنم ولی آن چیزی که در مورد حامی جو برای من جذاب بود در واقع راهنمایی هایی بود که مرحله به مرحله دوستانمون به ما می کردند تا ما بتوانیم روند کار را با استاندارد بیشتری به پیش ببریم و مواردی که نیاز به اصلاح بود را با کمک تیم حامی جو اصلاح کنیم”.

    ۳

    حسن نوری با توجه به افزایش صاحبان ایده در فیلمسازی چه در زمینه مستند و چه در زمینه فیلم کوتاه و همچنین کمبود بودجه در حوزه تولید و وجود پلتفرمهایی همچون حامی جو نکات جالبی که در این مسیر تجربه کرده بودند را اینگونه مطرح کردند:

    “با توجه به تجربه ایی که تیم ما از حامی جو داشت و با توجه به آگاهی از امور جریان، فکر نمیکنم مشکل از طرف پلتفرم هایی همچون حامی جو باشد و به لحاظ ساختاری و فنی مشکل داشته باشیم، مشکل از جایی سر میزند که به لحاظ فرهنگی هنوز این شیوه جا نیافتاده است. اساسا هنر و حوزه فرهنگ خیلی جدی گرفته نمی شوند و همه چیز تحت الشعاع اقتصاد و شاید سیاست قرار گرفته است و خیلی به فرهنگ توجه نمی شود شاید آن چیزی که نیاز به تقویت شدن دارد حس فعالیت جمعی و حس حمایت جمعی از یکدیگر چه در حوزه هنر و چه در بقیه حوزه ها است. لذا به تصور من آن چیزی که باید جا بیافتد فرهنگ حمایت است نه سازو کار این شیوه به لحاظ سخت افزاری. متاسفانه الان در جامعه ما که از همه طرف در حال تهدید شدن است، فضایی ایجاد شده است که همه، منفعت گرایانه و فردگرایانه به فکر سود خودشان هستند و با کم شدن حس حمایتهای اعضای جامعه از یکدیگر نباید انتظار به ثمر رسیدن توقعات فرهنگی را در جامعه داشت. من فکر میکنم اون بخش فرهنگسازی مهمتر هست تا اینکه ما نگران این باشیم که پلتفرم به اندازه کافی خوب هست یا نه و تصور میکنم این پروسه زمانبری هست که هر میزانی الان تلاش بشود در آینده نتیجه مثبت تری خواهد داشت اما فعلا شرایط خیلی مهیا نیست”.

    کارگردان اثر تارهای ممنوعه برای تدوام هنر مستقل یک هنرمند این گونه ابراز عقیده کردند:

    “در همه جای دنیا هنر تحت تاثیر بقیه حوزه ها قرار می گیرد یک عده ایی هستند که هنر رو در اختیار سیاست می آورند. پروژه هایی تعریف میشود که سعی می کنند یک نوع ایدئولوژی را تثبیت کنند و یا در تقابل ایدئولوژی دیگری فعالیت کنند مثل رسانه ها و شبکه های خبری در خدمت یک گروه، یک ایدئولوژی و یک قدرت و یا هر چیز دیگری که هست باشند”.

    وی همچنین در مورد اینکه باید تفکر غیر وابسته هنرمند همچنان پایدار بماند اینگونه تاکید کرد: ” متاسفانه امروزه هنر تقلیل پیدا کرده به یک فعالیت اقتصادی و کاسبی و یا هر چیزی شبیه این. بنابراین اولویت اقتصاد میشود، اولویت پول میشود و پروژه هایی تعریف میشود که فقط بتوانند پول دربیاورند و شاید یک بخش کوچکی از هنرمندان دغدغه ایی داشته باشند و بر اساس این دغدغه فعالیت هنری بکنند و به یک معنا شاید تنها در این موارد هنرمند مستقل فهم بشود”.

    در ادامه پیرامون مخاطرات این حوزه این گونه خاطر نشان کرد “خیلی قابل پیش بینی هست که آن هنرمند مستقل که نه وابسته به حوزه سیاست هست و نه وابسته به حوزه اقتصاد هست برای اینکه بتواند اثر خودش را هم به لحاظ زیبایی شناسی در یک سطح مطلوبی ارائه کند و احساس رضایت از خود داشته باشد و هم دغدغه هایی که معطوف به حرکت به سمت وضعیت مطلوب هست را پیگیری کند مسلما کار سختی را در پیش دارد. همواره هنرمندان مستقل این سختی ها را داشتند.

    در جوامعی که حس همبستگی اجتماعی بالاتر باشد قاعدتا هنرمندان می توانند از طریق کمپین هایی که دارند دغدغه های خودشان را به پیش ببرند و اثر خود را تولید کنند ولی متاسفانه در جوامعی که اتمیزه شده است و خیلی معطوف به منفعت شخصی عمل می کنند افراد، متاسفانه هنرمند مستقل، سختی هایی به مراتب صد چندان خواهد داشت و هنر مستقل خیلی نحیف و ضعیف می شود و هر لحظه در آستانه فروپاشی است.

    اما هیچ کدام از اینها دلیل نمیشود که اگر کسی احساس میکند که باید کاری انجام بدهد و برای بهبود وضعیت دست به کار بشود قطعا سختی های مختص خودش را دارد و باید زمان بیشتر و انرژی بیشتری را صرف این مسیر کند تا بتواند اثری مستقل و خارج از سفارشات موجود بسازد و تاوان لذت بخشی است که فرد هنرمند می تواند برای ایده خود بپردازد. شاید در صورتی که فرهنگ حمایتهای جمعی بوجود بیاد احتمال اینکه هنر مستقل قوی تر و گسترده تری داشته باشیم بیشتر میشود. ولی تا آن زمان فکر میکنم هنرمندان مستقل کار سختی داشته باشند.”

    در انتها جناب نوری بابت تکمیل فرآیند تولید فیلم و همچنین برنامه اکران اینگونه یادآور شدند:

    “قاعدتا تمرکز ما روی اتمام فرآیند تولید هست با توجه به اینکه به تازگی کمپین را به اتمام رساندیم و تدوینگرهای حوزه مستند هم الان درگیر پروژه های دیگری هستند و باید از چند ماه رزرو بشوند ما مجبور شدیم تدوینگر را خودمان انتخاب کنیم و امیدواریم تا پایان مهرماه پروسه تدوین را شروع کنیم. و برنامه آتی به این منوال است که فیلم تا پایان سال نسخه نهایی اش به اتمام برسد که جشنواره های تابستانی رو از دست ندیم. اگر بتوانیم آخر امسال فیلم را به پایان برسانیم یک سال و نه ماه فرصت اکران جشنواره داریم. امیدوار هستیم پخش کننده خوبی را پیدا کنیم و اکرانهای خوبی را برای جشنواره داشته باشیم.

    امیدواریم که تو این فاصله یک سال و نه ماه نمایش تلویزیونی رو داشته باشیم و در مورد ایران خیلی دوست داریم بتوانیم در جشنواره حقیقت شرکت کنیم و اگر مسائل ممیزی اجازه بدهد خیلی راغب هستیم در هنر وتجربه هم اکران داشته باشیم اما اینها اولویت چندم هست و تمرکز اصلی ما در ۶ ماه آینده این است که ما به چه نحوی فیلم را به اتمام برسانیم.”

    ۵

    نظر دهید

    وارد شده با نام admin. بیرون رفتن؟

    ۲ نظر

    1. الهه سالاری
      4 ماه قبل

      حسن نوری به نظر من می تواند نماد شوق یک ملت برای رسیدن به رویاهایشان باشد. ملتی که بعد از سال ها درد و رنج و جنگ شاید حتی جرات نکند برخی از رویاها و آرزوهایش را به زبان بیاورد. اما به نظر می رسد، حسن نوری با این فیلم می تواند راه سخت و طولانی که شروع کرده را به سرانجام برساند. قطع به یقین می توان گفت نام این جوان هنرمند افغانستانی در تاریخ سینمای افغانستان و البته ایران ماندگار خواهد شد. این اتفاق به راحتی رخ خواهد داد اگر ما، دوستداران هنر و فرهنگ دو کشور از جوانان مستعد حمایت کنیم.

      • hasan
        4 ماه قبل

        ممنون الهه‌ی عزیز بخاطر این همه انرژی مثبتی که دادی، همه‌مان میدانیم که مسیری سخت در پیش رو داریم، اما سختی راه تنها چیزی است که نگران‌مان نمی‌کند، چون دوستان خوبی برای رسیدن به این ایده‌ی مهم، کنار هم جمع شدیم… بیا صبر کنیم و یک پایان خوب را ببینیم…

    نظر دهید

    نکته: فیلدهایی که با ستاره مشخص شده اند ضروری هستند.

    Web Analytics