“رویاهای دم صبح” ادامه منطقی مهرداد اسکوئی در مستند “روزهای بی تقویم” است. اما مستند آخر مهرداد اسکوئی بسیار تاثیر گذار­تر و پخته ­تر از اثر نام برده است. “رویاهای دم صبح” با تمرکز بر زندگی چند دختر نوجوان در کانون اصلاح و تربیت و دنبال کردن زندگی آن­ها در پایان به شناخت جامعه شناسانه ای می رسد که فراتر از چند داستانک جذاب عمل می کند.

داستان­ پردازی درست در حیطه مستند که در آثار مستند سینمای ایران کم ­تر شاهد آن هستیم و درام­ پردازی در مستند آخر مهرداد اسکوئی تحسین برانگیز است. مهرداد اسکوئی با هوشمندی، تمام فصل را با یک فصل دسته جمعی در حیاط کانون اصلاح و تربیت آغاز می کند که جمعی از دختران در حال برف بازی و خواندن سرودهای دست جمعی هستند که بیننده در برخورد اول فکر می کند قرار است بیان شادی از محیطی تاریک را ببیند اما اندکی بعد مهرداد اسکوئی به آن سوی میله های کانون اصلاح و تربیت می رود و بیننده را با روح و شخصیت واقعی شخصیت ها آشنا می کند.

امید ادیب پرور با شناخت درست ریتم، چنان انسجام تدوینی به کار بخشیده است که تقریبا می توان گفت لحظه ­ای در فیلم اضافه نیست. کات ­های درست و به موقع، تسلط ادیب پرور در خلق لحظاتی که اسکوئی در نظر داشته است، را نشان می دهد.

تنها انتقاد وارد بر “رویاهای دم صبح”، پایان بندی این قصه تلخ است. فیلم با آغاز سال نو و شادمانی دختران کانون اصلاح و تربیت به پایان می­ رسد. اگرچه طبق شکل دایره ­وار روایت قصه، این سکانس، قرینه سکانس آغازین فیلم است اما “پویا نبی”، منتقد این اثر گمان می ­کند پایان بندی “رویاهای دم صبح” محافظه کارانه بوده و صرفا برای نمایش در داخل ایران است. از مستند تاثیرگذاری چون “رویاهای دم صبح” از یک فیلمساز خلاق انتظار می رود، همانطور که در یک ساعت و ربع قبل بیننده را میخکوب روایتی تلخ اما تاثیر­گذار می ­کند، پایان بندی غافلگیر کننده و خارج از کلیشه های مرسوم را به نمایش بگذارد.

منبع: جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران