شما هم حتماً هنرمندانی را دیده اید که اولین اثرشان را به خوبی می فروشند، اما بعد از آن، از تمام رویدادها و اتّفاقات ناپدید می شوند! اگر بخواهیم مثال بزنیم، افراد زیادی را می توانیم پیدا کنیم. کسانی که بعد از کتاب اول، آلبوم اول، کنسرت اول و حتی اولین حضور در رسانه ها، از خاطره ها پاک می شود. بنابراین وقتی توانستید از طریق حامی جو اثرتان را تولید کنید، نیاز دارید که با هواداران خود در ارتباط باشید.

اگر چه اثر اول آن ها، خیلی پرفروش و پرمخاطب بوده است، اما وقتی همین افراد اثر دیگری منتشر می کنند، دیگر کسی آنها را نمی شناسد و درباره‌شان نظری ندارد. همین دلیل ساده، باعث می شود که روند موفّقیّت آنها، به سرعت کند شود. در حالی که این هواداران هستند که یک هنرمند را زنده نگه می دارند.

 

تبدیل مخاطب به هوادار

چه اتفاقی می افتد که یک مخاطب به یک هوادار تبدیل می شود؟ هر چه قدر هم که اثرتان متوسّط باشد، کسانی هستند که از خواندن، دیدن یا شنیدن آن لذّت برده اند. پس به دنبال راهی برای ارتباط با شما می گردند و می‌خواهند که شما را پیدا کنند. بهتر است یک راه ارتباطی آنلاین برای مخاطبانتان ایجاد کنید تا آن ها بتوانند نظراتشان را به شما منتقل کنند. ‌می‌توانید وب‌سایت، ای‌میل و آدرس شبکه های اجتماعی خود را در اثر منتشر شده تان قرار دهید.

این همه کاری نیست که شما باید انجام بدهید. برای این که مخاطبانتان، با شما در ارتباط باشند، نیاز است که وب سایت و شبکه های اجتماعی تان به طور مرتب به روز شوند. هنرمندانی هم که موفق شدند راه های ارتباطی را بوجود بیاورندیا راه‌های ارتباطی‌ مانند شهر ارواح می سازند. یا مطالبی منتشر می کنند که برای کسی اهمیتی ندارد.

 

حفظ ارتباط با حامیان، کلید موفّقیّت های بعدی

دلیل شکست اثر دوم خیلی از هنرمندان، این نیست که اثرشان به خوبی قبلی نبوده، بلکه این هنرمندان در ارتباط برقرار کردن با هوادارانشان شکست خورده اند. هوادارانی که در فروش اول به سراغ این هنرمند آمده‌‌اند و می توانستند مخاطب بعدی‌اش باشند، او را فراموش کر‌ده‌اند و حالا هوادار هنرمند دیگری هستند.

برای این که ارتباطتان را با هواداران و حامیان خود  از دست ندهید، باید روزی چند ساعت برایشان وقت بگذارید. پاسخ دادن سریع به پیام ها، ایمیل‌ها و نظرات سایت، اثر معجزه آسایی  دارد. مخصوصاً در ارتباط با  هواداری  که مدت زیادی است با شما ارتباط دارد.

باب راس، نقاش معروف آمریکایی روزانه بیش از ۲۰۰ نامه دریافت می‌کرد. اما وقتی یکی از طرفداران ثابتش برای مدتی به او نامه نمی‌نوشت و پیامی نمی‌داد، به آن طرفدار زنگ می‌زد و حالش را می‌پرسید. پس هر کسی می تواند در مقیاسی کوچک‌تر، این کار را انجام دهد.