همیشه انسان در پیچ و خم تاریخ ,برای زنده نگه داشتن زیباترین رخدادهای زندگی خود و نقل تجربیات بی مانند زندگیش, دست به اکتشاف هنری زده است که بتواند بزرگترین مفاهیم ذهن بشریت را در کمترین زمان ممکن به ذهن بقیه برساند. در میان انبوه این اکتشافات هنری, یک هنر ارج و قرب زیادی پیدا کرد. ” تئاتر”

پرده هایی قرمز رنگ که بی بدیع ترین داستان ها را روایت می کند. بازیگرانی که مشتاق به پوشیدن البسه دوران حاکم بر داستان هستند تا با بیان خود گوش مخاطب را سحر و جادو کنند. دکور هایی که ما را به عمق فضای داستان راهنمایی می کند.

اما اصل لذت این هنر, حضار هستند که به غذای سرو شده این مجموعه, گرما می بخشند.

صدای دست ها بعد از پایان نمایش, برای یک بازیگر زیباترین صدای ممکن را رقم می زند .تقدیم یک گل به او بعد از نمایش و تقدیر از هنرش, جزو ماندگارترین تصاویر ثبت شده در ذهنش می شود .

اما از همه این ها که بگذریم .صحنه تئاتر یا همان سن, رنگ و بوی دیگری دارد. جایی که برای یک بازیگر تئاتر مقدّس ترین مکان است و خاکش حرمتی دارد که او را به بوسه زدنش وا می دارد .

هنری که گوش ها و چشم ها را تسخیر می کند. هنری که هنوز هم به عشقش سالن ها را پر میکنیم تا ما را درگیر داستان هایش کند.

تئاتر , ای بی بدیع ترین هنر دنیا روزت مبارک

حمید طاهریان