نیما به تشویق استادش نظام وفا سرودن شعر را آغاز کرد و بر اثر آشنایی با زبان و ادبیات فرانسه، راهی تازه در برابرش آشکار شد. مطالعات و تحقیقات او در این زمینه به ثمر نشست و اینگونه او سبکی تازه را در شعر در پیش گرفت. رویدادهای اجتماعی سال‏های ۱۳۰۰ و ۱۳۰۱ خورشیدی نیما را به کناره‏گیری از مردم و زندگی در میان جنگل‏ها، دامان طبیعت و هوای آزاد کشاند و آنجا بود که منظومه «افسانه» را سرود.

این منظومه نقطه عطف و سرآغاز شعر فارسی معاصر محسوب می شود. او در این اثر با استفاده از قالب، وزن و محتوای جدید، شکلی نو در شعر کلاسیک ایجاد کرد. این منظومه شعری غنایی و عاشقانه به شمار می رود که از مایه های کلاسیک نیز برخوردار است.

نیما در ۱۳۱۶ خورشیدی با سرودن ققنوس در شکل و بیانی تازه و شیوا پدیده ای نو آفرید و با این آفرینش، شعر نو در زبان فارسی متولد شد. نیما با آگاهی از زبان فرانسوی و آشنایی با سبک های رمانتیسم و سمبولیسم این شکل تازه را با زبان و محتوای شاعرانه و انقلابی خلق و کشف می کند. او به شعر فارسی که سنت و تکرار آن را فرسوده و بیمار کرده بود، جان تازه ای بخشید و راهگشا و راهنمای دیگر شاعران و نو خواهان شد. ققنوس در واقع کنایه ای از خود شاعر و شعر او است.

نیما، وزن را برای شعر لازم می دانست اما برپایه اندیشه وی یکسان بودن طول مصراع ها در یک شعر ضروری نبود. همچنین کوتاه و بلند بودن مصراع ها در شعرهای این شاعر از ویژگی منحصر به فرد شعر نیما یوشیج محسوب می شود. این شاعر پرآوازه در سبک غزل نیز تاثیر گذار بود و در واقع این سبک پس از وی شکل دیگری به خود گرفت و کامل تر از پیش به راه خود ادامه داد.