مشارکت و همکاری اعضای جامعه در فعالیت های دسته جمعی و گروهی سازمان یافته برای رسیدن به اهداف بلند توسعه، امری است حیاتی و بسیار مهم، بنابراین دستیابی به این مهم تحت تاثیر عوامل متعددی می باشد. فرهنگ و هنر به عنوان بن مایه اصلی حوزه های مختلف جامعه، همواره در روند رشد و تکامل برنامه ها در ابعاد گوناگون تاثیرگذار بوده است.
بسیاری از نظام های اجتماعی که پیش از این به واحد فرد پرداخته بودند یا روبه زوال رفته یا زندگی جمعی در اجتماع بزرگتر را پذیرفته اند و نیک به اهمیت موضوع همبستگی اجتماعی وقوف پیدا کرده اند. دیگر وقت آن رسیده که جوامع جهان سومی هدف مشترک خویش را زندگی در جمع معطوف کنند تا دوام و قوام یابند. در گذر زمان گروههای مختلف با تکیه بر مشارکت های مدنی شکل جدید از اجتماع را بوجود آورده اند .
تشکل‌های غیردولتی به‌عنوان نهادهایی توانمند در تحقق الگوی مشارکت اجتماعی، از آن رو در دنیای امروز اهمیت پیدا کرده اند که می توانند نقش مردم را در قالب شهروند مقتدر و حلقه واسط بین حکومت و مردم تا حضور در صحنه‌های زنده اجتماعی و سیاسی جامعه عملیاتی کنند. این در حالی است که جلوه های تحول یافته زندگی در جامعه، افزایش نقش مردم را در امور مربوط به خود اجتناب ناپذیر کرده است. وجود فاصله و شکاف عمیق بین نگرش و باورهای نسل های دیروز و امروز در بسیاری از کشورها، دسترسی فعال و سازنده نسل های امروز را به سطوح مدیریت جامعه با دشواری مواجه می سازد.
در بسیاری از کشورها و نظام های اجتماعی دنیا به مشارکت مدنی اهمیت بسزایی داده شده است. نرخ مشارکت های اجتماعی بعنوان یکی از واحد های استاندارد جوامع مدنی بشمار می رود. به بیانی دیگر تصویررضایت، سعادت و خوشبختی هر جامعه را در آیینه ی میزان نرخ مشارکت آن جامعه می توان مشاهده نمود. به باور بسیاری از جامعه شناسان، رکن اصلی دوام جوامع را توده های مردم تعیین می کنند. همنوایی اجتماعی درجه بالایی از امنیت، آسایش و رفاه جامعه را به دنبال دارد.
حضور مردم در تشکل ها و شرکت در امور اجتماعی، هنری و فرهنگی نوعی سرمایه اجتماعی است که همه کشورهای توسعه یافته به آن توجه جدی دارند، امری که امروزه یکی از عناصر قدرت برشمرده می شود.