شبکه‌ های اجتماعی شمشیرهای دو لبه‌ای هستند که علاوه بر تأثیر منفی در عرصه هنر، فرهنگ و زبان فارسی، می‌توانند به همان اندازه تاثیرات مثبت را داشته باشند بنابراین برای فرهنگ ‌سازی و نجات زبان فارسی باید از همین شبکه‌ های اجتماعی شروع کرد. زبان پارسی و دستاوردهای آن در دوران جهانی شدن رو به زوال است و شبکههای اجتماعی با انواع و اقسامش و ورود بدون اجازه شان در زندگی روزمره، دیگر غلطنویسی و خلاصهنویسیِ بی روح را جزو لاینفک نوشتار همگان کرده اند.

لازم است فعالان ادبیات و زبان فارسی به جد سعی در ایجاد روشهای نو، به فراخور زمان، برای ارتقا و بالندگی زبان فارسی نمایند و با ایجاد کمپین های مرتبط در همین شبکه های اجتماعی ،پاسداشت این میراث گرانبها را جزو اولویت ها قرار دهند. این تذکر رو باید جدی گرفت که علی رغم اینکه در این زمان شرکتهایی در بستر فناوریهای نو ایجاد شدند ،ولی متاسفانه اقبالی از سوی اهالی اهل فن در این زمینه انجام نگرفته است و جای بسی تعجب دارد که حتی با فراهم آمدن فضای مناسب، جنب و جوش چشمگیری از طرف حامیان ادب و زبان فارسی صورت نگرفته است.

شاید در نگاه اول کاربران شبکه ‌های اجتماعی متهم ردیف اول فرسایش زبان فارسی باشند اما کارشناسان زبان فارسی و متخصصان علمی نیز در این مشکلات نقش به‌سزایی دارند. کارشناسان زبان فارسی با آسیب‌ شناسی و آموزش‌های درست در مقاطع مختلف می‌توانند در حل مشکلات پیش‌آمده برای زبان فارسی نقش به‌سزایی داشتتند..

زبان فارسی خود نیز دوران های پرالتهاب تر و بحرانی تر از این شرایط را تجربه کرده است و توانسته با و ویژگی های ذاتی خود، و البته با بکارگیری روشهای نو به سلامت از این نوع گردنهها گذر کند که مهتمرین نمونه آن دوران، شاهنامه حکیم فردوسی است.

بی شک فردوسی فرهنگ و هنر این مرز و بوم را با سرودن اشعار در قالب نو و بدیع زنده و پویا نگاه داشته است و این نگه داشتن باعث فخر و مباهات همگان شده است. حال این وظیفه همگانی است که با همان ابزاری که باعث فرسایش این زبان شده است بتوان باعث بالندگی زبان فارسی شد.