خیلی باید انسانی خاصی باشی و نظر کرده باشی و البته با کمک نیروی ماورا طبیعی، تا بتوانی جُملگیِ دانش را در خود گرد آوردی. هم در فلسفه دستی بر آتش داشته باشی و هم در فقه و عرفان. در ادبیات و نثر سرآمد دوران باشی و بر پیچ و خم سه زبان زنده دنیا مسلط. در فهم و درک کشورداری زبان زد و خاص و عام باشی و در علوم ریاضی و کاربردی پیشقروال. ولی هستند انسانهایی همچون شیخ بهایی که پلی بین همه حوزه های فکری و کاربردی زدنند و نمونهای شدند از این حیث که فناوری با هنر و فرهنگ منافاتی ندارند بلکه مکمل یکدیگرند. او مبتکر و مُبدع فقه فارسی بود در علم اصول شخصیت نامی، وی همچنین آثار فاخری در نثر و نظم به سه زبان فارسی، ترکی و عربی به رشته تحریر درآورده است. مهمترین و نامدارترین اثر او کشکول است که جُنگی از معارف و علوم کاربردیست که خود راساً به شکل نظم و نثر گردآوری کرده که این گردآوری ترتیب خاصی ندارد به زعمِ عالمان بیشترین انطباق را با ضمیر شیخ داشته است.

ابداعات او در زمینه سیاسی و کشورداری در زمان صفویه بر کسی پوشیده نیست. با مرور خدمات علمی و عمرانی آنچه بیش از پیش آدمی را به حیرت وا میدارد نبوغ و بلوغ فکری این حکیم وارسته است. مهارت وی در هندسه، معماری و مهندسی شهرهی آفاق بوده است تنها کافی است با گشت و گذار اصفهان قدیم و وارسی و واکاوی سازه، معماری و حتی تاسیسات زمان شاه عباس اول پی به نخبه بودن این مرد بُرد.

به خاطر شخصیت کامل و چند وجهی شیخ بهایی پرُبیراه نیست اگر بگوییم شیخ بهایی نماد کارآفرینی است چرا که او در زمانهی خودش هنر و علم را تبدیل به فناوری کرد.

براستی آیا امروزه زمینه مهیاتر از دوران گذشته که شیخ بهایی در زیست میکرده نیست؟ با یادآوری فراز و فرودهای این شخصیت برجسته، برای بالندگی و شکوفایی هنر و دانش این دیار بار دیگر از جانب کوشندگان این عرصه، همتی والایی را طلب میکند تا با پل زدن بین هنر و فرهنگ با فناوری به صورت خلاقانه هر کس در هر کجا این را بر خود بقبولاند که می توان شیخ بهاییِ زمان خودش باشد.

آیدین ریاضی