“قلم را آن زبان نبود که سر این دُرّ دری دهد باز”، این پهنه وسیع از گذشته شاهد بزرگ مردان و رادمردان و اندیشمندانی بوده است که در “جمع کمال شمع اصحاب شدند” و سرود اندیشه را در چلچله های ذهن آواز سر دادند و با قلم بی بدیلشان این یگانه دُرّ فارسی را نگاشتند. پس از گذشت روزگاران بر ما واجب گردید که آنطور که باید و شاید و به فراخور زمان ِحال از این گوهر فارسی پاسبانی کنیم.

محمد حسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار را به پاس پاسبانی او از انواع قالب های شعر فارسی آخرین چراغ افروز سلسله شاعران شعر سنتی فارسی دانستند.

ادبیات در گذر قرن ها از چراغ دانی به چراغ دانی دیگر منتقل و اندیشه افروز فرهنگ مردمان شد. آثار گران بهای ادبیات فارسی حاصل نوآوری ادیبان آن قرن است که به فراخور زمان شعله این فانوس کهن را روشن نگه داشتند و همواره با کوشش خود آنچه از ایده در سر می پروراندند را در سایه سار نوآوری به منصه ظهور رساندند.

با ظهور تکنولوژی و سرعت گرفتن انتشار آن در جوامع بشری وقت آن است سرود افکار و اندیشه این بزرگ مردان ایران زمین در قالب نوع های مختلف هنر از جنس توده های فرهنگ مردمان با هنر تولید شوند تا “غلغله در گنبد افلاک افتد”.

اسب سفید رویا را از باختر خیال تا خاورِ باور این کهن دیار، همواره با همبستگی مردمان می شود دوانید، تا هنری نو خوانده شود و شتابان “به اهل پرده اسرار ها ببرد خبری”

نگارگر بگه نقش شهرها می کرد          گشاد هندسه را پس مهندسان دری     (مولانا)