گلستان سعدی
  « باب چهارم در فواید خاموشی»

 

“یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت و ثنایی برو بگفت. فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند. مسکین برهنه به سرما همی‌رفت، سگان در قفای وی افتادند خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند در زمین یخ گرفته بود عاجز شد. گفت این چه حرامزاده مردمانند سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته. امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید گفت ای حکیم از من چیزی بخواه. گفت جامه خود می‌خواهم اگر انعام فرمایی

رضینا مِن نوالِکَ بالرَحیلِ.

امیدوار بود آدمی به خیر کسان   مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان

سالار دزدان را برو رحمت آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستینی برو مزید کرد و درمی چند”.

 

بیشتر ما بیت معروف سعدی که در این حکایت گفته شده را شنیده ایم. امروز که به صحنه فعالیت های جمع سپاری (کراود فاندینگ) در ایران نگاه میکنم از اینکه بیش از هشت طرح در این مورد در دنیای مجازی در ایران فعال شده اند واقعا خوشحال میشوم. حامی جو بعنوان یکی از اولین ها در این حیطه بزحمت و همت چندین جوان سخت کوش براه افتاد تا بتونه بخشی از سرمایه اجتماعی ما را در به حرکت انداختن سرمایه مالی در حمایت از هنر و هنرمندان ایرانی فعال کنه. “مپس ” با پشتیبانی از این همت، مسئولیت اجتماعی و وظیفه ای که برای خود تعیین کرده بود را انجام داده و به این پشتیبانی ادامه میده.
اما امروز نگران از آنچه در این بخش در دست انجام است و متاسف از تاثیراتی که می تواند داشته باشد ،تصمیم گرفتم که مسئله ای را مطرح کنم و از شما یاران و حامیان و علاقمندان به توسعه فعالیت بخش خصوصی و مردم در جمع سپاری در ایران بخواهم که در این مورد نظرات خودتون را با ما و با بقیه فعالان این حیطه مطرح کنید.

تشکل و تمرکز سرمایه در همه جوامع با قوانین خاص و نیز اصول بازار اتفاق می افتد. این تمرکزها در جهان امروز و خصوصا در ایران امروز نتیجه اتفاقات و روندهایی بوده اند که جامعه دروقوع آنان دست داشته ولی دراتفاقات بعد از ان تصمیم گیر نبوده است و بازار با دیسیپلین ارائه شده و پشتیبانی قانون در رفتار آنان تاثیر گذار بوده است. هدف اصلی جمع سپاری روبرو شدن با این تشکل و تمرکز سرمایه و بکاربردن خرد جمعی در بکارگیری سرمایه های کوچک و تجمیع آن در مقابل سرمایه های کلان (متشکل) بوده است تا به ایده ها و طرح ها یی که قادر به جذب سرمایه و پشتیبانی از سرمایه داران کلان نیستند یاری دهد.

شوربختانه امروز در این بخش و بخشهای دیگری در زیست بوم توسعه فناوری در ایران شاهد این هستیم که سرمایه های کلان و سرمایه داران بزرگ که اکثرا ریشه های دولتی و ماهیت حاکمیتی دارند بعنوان پشتیبان و سرمایه گذار وارد بخشهای مختلف و حال نیز بخش جمع سپاری شده اند و با استفاده از ارمانهایی مانند “کارافرینی” به خود اجازه داده اند که این بدنه نحیف و نوپا را تحت کنترل و جذبه خود قراردهند.

بنظر نگارنده چنین می رسد که نهاد هایی که اکثرا منشا دولتی و یا حکومتی دارند امروز محک قابلیت و تاثیرگذاری خود را میزان سرمایه خود می دانند و بدون در نظر گرفتن تاثیرات طولانی مدت رفتار خود، وارد این بخش شده تا شاید بتوانند بزرگترین و موثرترین شوند! جواب انان در مقابل سئوال چرایی ورود بیشتر به جنبه بوجود اوردن اشتغال برای جوانان مربوط میشود که امری خیر است و مفید. ولی ایا شرکتهای نوپا و بدون دسترسی به سرمایه های کلان این نهادها میتوانند به کار خود ادامه داده و انها نیز در نهایت اشتغال و ارزش بوجود آورند؟

جمع سپاری آینده ای را ترسیم میکند که سرمایه خرد (کوچک) با تجمیع و تاکید بر تک تک افراد بتواند همت والای “جمع” را نشان دهد. سرمایه های متشکل و زاده از ساختارهای دولتی و حکومتی با ورود به این بخش چه اینده ای را مد نظر دارند؟ اگر امید به “خیر” آن دارید برای ما بگویید و گرنه شاید بهتر باشد از انها بخواهیم که “شر مرسان” را بیاد اورند!