موزیسینهای یک ارکستر، هر چقدر هم که در عالیترین سطح باشند و اگر برای ارضای نیازهای خود شروع به نوازیدن آلت موسیقیایی خود بکنند آنچه باقی میماند فرجام نامطلوب خروجی و از همگسیحتگی ارکستر است. چرا که برای اجرای مطلوب یک ارکستر نیاز به کار جمعی است و هر کس با شناسایی توانایی خود و همراستا کردن این قابلیت در راستای اهداف ارکستر باعث هرچه بهتر دیده شدن اثر و تاثیرگذاری بیشتر است که ممکن است شخص نوازنده برای کمک به خروجی از تواناییهای خود بکاهد تا همسطح همقطارش شود و این لازمهی پدید آوردن یک اجرای خوب است.

یکی از پایهها و اساس کار گروهی و مشارکت جمعی در هر جامعهای و نیل به عدالت اجتماعی، وجود اعتماد بین افراد آن گروه یا جامعه است. زمانیکه اعتماد عمومی به عنوان یک سرمایه اجتماعی در جامعه پررنگ باشد، می توان انتظار داشت افراد با انگیزه و هدفی مشترک در انجام کار یا تصمیمی بطور جمعی همفکری داشته باشند.

هرگاه در جامعه ای فردگرایی در کنار بی اعتمادی افزایش یابد، به مراتب روحیه کار جمعی نیز در آن جامعه سستتر می شود و در واقع زمانی فرهنگ کار جمعی وارد خانوادهها میشود که این فرهنگ در آن جامعه بصورت جدی نهادینه شده باشد. در اینصورت است که نهاد خانواده نیز با پرورش و ترویج این فرهنگ در میان فرزندان، همفکری و تعاون در انجام امور را مستحکمتر می کند. و آنچه ایران ما از آن رنج دوچندان میبرد فردگرایی است که با ترجمان نعل به نعل از فرهنگ غرب بر جامعهی ما مسلط شده است و آن را تبدیل به مد روز کرده است و دل کندن از این مد هم سد بزرگ است برای جوامع در حال توسعه. این نوع فردگرایی، فرد را دچار رخوت و فرسایش میکند و آنچه برای او باقی میگذارد سردرگمی و اضطراب و شکاکیک مزمن است

زندگی مدرن شهر مردمان ما را هرچه بیشتر به سمت زندگی فردی سوق میدهد به نحوی که نیازهای فردی بر نیازهای جمعی ترجیح داده میشود. شخص خود را بر صدر جامعه میپندارد و تمام تلاش خود را تا سرحد مرگ میکند تا احتیاجاتش را برآورده کند غافل از اینکه پیرامونش نیازمند کمک است که این کمک از همبستگی همهی افراد جامعه نشات میگیرد. هر کس بر منفعت خود میکوشد و به گوشهای در انزوا پناه میبرد و خفا برای پیشبرد امیال و اهداف خود دست به هر کاری میزند و اگر از دور به جوامعی که بر فردگرایی تکیه دارند نظری بیافکنیم شاهد منظرهای از مکانیزم سردرگمی هستیم که هریک از اجزای این مکانیزم برای خودشان کار میکنند و ساز خودشان را میزنند و نتیجه آن میشود که این سازوکار از درون به فروپاشی میانجامد.