در کوچه پس کوچه های دربند پرسان پرسان خود را به خانه ای ویلایی در میان سازه هایی که سر به فلک کشیده اند رساندم در میان انبوهی از ساختمان های بدقواره، خانه امیدی که نورش چنان به چشم می زد که هر رهگذر عاشقی که علقه ای به هنر این خاک دارد را بی خود از خویشتن خویش می کرد. وارد خانه ویلایی که شدم آنچه بیش از همه خودنمایی می کرد نام استارتاپی بود که حامی جو خطابش می کردند. اهدافش در دل این عنوان مستتر بود و می شد فهمید که هدف از انتخاب این عنوان حمایت است ولی حمایتی که به دور از هر نوع موازی کاری سعی در پشتیبانی از هنر مستقل دارد. فرمولشان برای این دست از حمایت ها ساده است: سرمایه از مردم، هنر از هنرمند. ابتدا به ساکن صاحب ایده، پروژه را به مردم معرفی می کند و هر کسی که مایل باشد می تواند از آن ایده پشتیبانی کند. فرد صاحب پروژه ابتدا باید ایده را در سایت حامی جو ثبت اولیه کند که هدف پروژه رسیدن به چه مبلغی است و زمان پروژه نیز مشخص می شود. زمان مشخص شده هم قابل تغییر یا تمدید نیست. سپس ایده را از نظر قانونی و اینکه امکان جذب سرمایه عمومی را دارد یا خیر بررسی می کند. در صورت تاییدشدن ایده به صاحب پروژه مشاوره می دهند تا پروژه را تعریف کند و در شبکه های اجتماعی برای آن تبلیغ کند. حامی جو هنر را برای مردم می خواهد و مردم را صاحبان اصلی هنر می داند، برایشان جایگاهی را تعریف می کند تا خود را در این فرآیند فقط در زنجیره آخری که همانا خرید محصولات فرهنگی نبینند بلکه از همان لحظه ای که نطفه یک ایده بسته می شود خود را همراه اثر در همه مراحل پیش تولید، تولید و پس ازتولید حس کنند؛ ایده ای بکر که به سرانجام رساندنش کمی صبر و حوصله را طلب می کند تا در گذر زمان با صیقل خوردن به گوهری کمیاب بدل شود و نقش گمشده ای که سال ها در زنجیره تولید یک اثر هنری مفقود بوده است را بازی کند. به امید تکثیر خانه های ویلایی ریشه دار به جای ساختمان های بی سر وته و به امید آن روز که برای عملیاتی شدن یک ایده، فراهم کردن سرمایه اولیه محلی از اعراب نداشته باشد.

روزنامه آرمان، حامی جو